قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2425
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سال چهار صد و پنجاه و هفتم از رحلت خير البشر در ماه صفر اين سال ، در بغداد و بصره و واسط و خوزستان و خراسان آنچنان سيلها و بارانها پيدا شد كه اكثر معمورهء آن بلاد روى به خرابى نهاد و چندين خلايق در زير عمارت منهدمه ماندند كه از شماره بيرون بود . و چون اهالى بغداد از تعمير آنچه در سال سابق خراب شده بود فراغت نيافته بودند كه اين طوفان ديگر به هم رسيد ، اكثر ايشان روى به صحرا نهادند و در بالاى تلّها قرار گرفتند و چند روز متوالى به جاى آب باران مىخوردند . و چون باران باريدن بر طرف شد به يك دفعه آنچنان وبايى ظاهر شد كه زياده از ده هزار نفس در اين روز ، روى به عالم باقى نهادند . همچنين اين و با در واسط و بصره و خوزستان و خراسان نيز انتشار يافت و خلايق بىشمار در اين بلاد هلاك شدند . و از جمله وقايع اين سال ، فوت القائم بامر اللّه به علّت ماشرا « 1 » كه در سال سابق در وقت زيادتى آب او را عارض شده بود ، امّا علاجپذير گشت و در اين سال ، باز در ماه صفر در حين ظهور طوفان ثانى ، خدمت خليفه را همان نوع ماشرا عارض گشت و آنچنان اشتداد گرفت كه حلقوم او تمام ورم كرد و روى آن ، چنان به سرخى مىزد كه هركه مىديد يقين مىكرد كه لطوخ قرمزى بر روى او ماليدهاند . با وجود اين حال جمعى اطباى جهّال ، كه حقّ ، سبحانه و تعالى ، جميع خلايق را از معالجهء ايشان نگاه دارد ، تجويز فصد او نمىكردند . آخر الأمر ، فخر الدّوله وزير اهتمام بسيار نموده خليفه را فصد نمود و آن مقدار خون از وى گرفت كه
--> ( 1 ) . ماشرا ، مأخوذ از سريانى ، ورم و آماس دموى . دانههايى كه در پوست بدن بروز مىكند ؛ - دكتر معين ، فرهنگ فارسى .